تحقیق درباره بررسی نقش و جایگاه معیارهای اجتماعی در تحقق پذیری مرمت بافت های باارزش تاریخی

تعداد صفحات:31

نوع فایل: word (قابل ویرایش)

لینک دانلود پایین صفحه

چکیده

مروری بر ادبیات شهری جهان در دهه های معاصر و تجربه های اجرا شده بازسازی، باز زنده سازی ، نوسازی ، توسعه مجدد، بازآفرینی و دیگر تجربه ها بیانگر آن است که، در هر یک از شهرهای مهم تاریخی متناسب با زمینه طراحی یکی از تجربه ها به کارگرفته شده است. این تجربه ها در عین تنوع، در جهت تحقق ایده های کلی خود موضوعاتی در اهداف اجتماعی ، اقتصادی، فرهنگی، مذهبی را مورد مطالعه قرار داده اند. تحقق اهداف اجتماعی در سال های اخیر از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است . این اهداف با توجه به موضوعاتی مانند بالا بردن امنیت در محیط، حفظ هویت بافت تاریخی ، توجه به ارزش های معماری و ویژگی های تاریخی و آماده سازی شرایط برای جلب توریست موجب ارتقاء رضایت عمومی ساکنان از محیط می گردند. تحقق پذیری این اهداف از طریق دخیل نمودن مردم در فرآیند مشارکت و درنتیجه حفظ و نگهداری بافت قدیم توسط اهالی امکان پذیر است . در این مقاله از طریق قیاس تطبیقی تجارب مرمت و احیای بافت های فرسوده در کشورهای پیشرفته از یکسو، تجارب به دست آمده در کشورهای در حال توسعه و نمونه های موردی در ایران از سوی دیگر، به استخراج واژگان کلیدی در این حیطه اقدام می نماییم. نتایج نشانگر آن است که افزایش توان اجتماعی منطقه در ارتباط با کل شهر، افزایش حس تعلق ساکنان، حفظ هویت بافت و آماده سازی شرایط برای جلب توریست در زمره اهداف اجتماعی هستند که توانسته اند در مشابهت با نمونه های دیگر کشورها مورد توجه قرار گیرند.

واژه­هاي كليدي: مرمت بافت ـ اهداف اجتماعی ـ مشارکت مردمی ـ قیاس تطبیقی

1- مقدمه

در بررسی طرحهای مرمت یا احیای بافت، بیش از هر چیز، توجه به بازگشت زندگی به بافتهایی است که در حال حاضر پویایی و بازده مناسب خود را نداشته و رفته رفته به مکانهایی غیر قابل استفاده یا استفاده به میزان حداقل، تبدیل شده اند. موضوع بسیار مهمی که در مواجهه با این بافتها وجود دارد، توجه به احیای آنها با اصل قرار دادن توجه به ساکنین و نیازهای افرادی است که ارتباط مکانی و تاریخی با فضا داشته و یا می توانند برقرار سازند. در عین حال زندگی در محیطهای تاریخی و بافتهای کهن، به همان میزان که نیازمند هم احساس بودن با رخدادها، خاطره ها و ریشه هاست، نیازمند اعتقاد به بروز تغیراتی نو در آنهاست. دامنۀ برخود با این موضوع با رویکردهای مختلف و بعضاً بسیار متضاد همراه است. این دامنه، از برخودهایی بسیار متعصبانه که معتقد به عدم تغییر کالبدی و حفاظت صرف تک بناها می باشد، آغاز شده و تا مرحلۀ تخریب و دوباره سازی پیش می رود.

امروزه نتایج حاصل از مطالعات و تجربه های بدست آمده در برخی موارد در دسترس نشان می دهد که حفظ تک یناها و توجه صرفاً مقدس مأبانه به میراث کهن نمی تواند پاسخگوی نیازهای زندگی امروز باشد. آنچه مهم است، وجود جریان زندگی است که با نیازها و ویژگیهای خاص خود بتواند در کالبدهای کهن اتفاق افتد.(1)

در نهایت می توان گفت که بزرگترین معضلی که بافتهای تاریخی و با ارزش شهری از آن رنج می برند، نبود تحرک اجتماعی و فاصله گرفتن از جریان رایج حیات اجتماعی شهر است که باعث شده فرصت نگهداری آنها توسط جریان خودجوش و پویای مردمی از بین برود و آنها را بیش از پیش نیازمند به فعالیتها و اقدامات کلان و دولتی کند که بعضاً کند و مبتنی بر ساختار اصلاح از بالا به پایین است که عمدتاً بدون توجه به استعدادهای موجود و تنها برای دستیابی به کلیتی از پیش تعیین شده صورت می گیرد.

برای دستیابی به راهکارهای مطلوب و طرحهای قابل تحقق در زمینه ی احیاء بافتهای قدیمی، در این مقاله سعی شده است با نگرش جامع گرا مجموعه ای از نمونه های موردی در سه حوزه کشورهای توسعه‌یافته، در حال توسعه و تجارب ایران بررسی شوند، نتایج حاصل ازبررسی و مقایسه میان نمونه های کشورهای مختلف بانمونه مشابه ایرانی نشان دهنده شباهتها و تفاوتهای آنها است. ازآنجاکه هرکدام ازطرح ها در بستر خاص خود صورت گرفته و حتی بعضا از نظر زمانی نیز با یکدیگر مشابهت ندارند، مقایسه آنها با یکدیگر شاید نتواند به نتیجه درستی بیانجامد اما در عین حال تحلیل کیفی داده هامی تواند راهکارهایی را در توسعه طرح ها ارائه دهد.